برنامه سرمايهگذاري 5/12 تريليون دلاري كشورهاي آن سوي خليجفارس براي جذب 5/1 ميليون توريست تا سال 2018 ميلادي در مقايسه با برنامههاي ايران رقابتي لاكپشتي را در عرصه گردشگري براي ما رقم زده است.
اين در حالي است كه ايران به تنهايي يك سوي سواحل خليجفارس را براي جذب گردشگر در اختيار دارد و در شرايطي كه از ديرباز خرمشهر بهعنوان «عروس خليج فارس» در خاطرهها جا خوش كرده است و جزايري منحصر به فرد در سواحل ايران وجود دارد از نظر رقابت بيش از هر جزيره مصنوعي نظير آنچه امارات متحده عربي ميسازد، ميتواند گردشگر جذب كند.
گرچه دبير كميته ملي طبيعتگردي با تاكيد بر منطقهنمونه گردشگري شدن جزاير « هنگام » و « هرمز» در كنار « كيش » و « قشم » از تلاش سازمان ميراثفرهنگي، صنايعدستي و گردشگري براي رونق توريسم در اين حوزه خبر ميدهد؛ اما بهنظر ميرسد كه نيلي آبهاي خليجفارس براي رونق گردشگري، جوش و خروش و خونگرمي مردمان جنوب كشور را ميجويد و اسكناسهاي ايراني.شايد كشور قطر توانسته باشد در سال 2008 ميلادي رتبه بهترين كشور دارنده توريسم و گردشگري در شوراي همكاريهاي خليجفارس را از آن خود كند ولي آنچه جغرافياي پارسي ميناميمش در نوار ساحلي خليجفارس تا تنگه هرمز شگفتيهايي دارد كه كافي است رنگ مديريت صحيح و سرمايهگذاري بهخود بگيرد آن وقت ديگر اين حركت، حركتي لاكپشتي در توسعه توريسم نخواهد بود.
گذشته از سابقه تاريخي خليجفارس و تنگه هرمز همراه با جزاير آن و آنچه در وصف پادشاهان و مردمان اين خطه چون «شاپور ذوالاكتاف» روايت ميشود، جغرافيايي كه خليجفارس رقم زده و تركيب آن با بخش جنوبي ايران سبب به وجود آمدن فضايي مناسب براي توسعه گردشگري شده است.
اين بخش ميتواند به تنهايي جايگزين حساسيتهاي سياسي پيرامون خليجفارس شود . كشورهاي ديگر سوي خليجفارس به خوبي درآمد حاصل از نفت را براي رونق آن سرمايهگذاري كردهاند؛ ولي ما با داشتن جذابيتهايي چون جزاير مرجاني و قابليتهاي زمينشناسي هنوز از نعمت خدادادي نفت براي رونق اين جاذبه بهرهنبردهايم.
آرش كوشا، دبير كميته ملي طبيعتگردي با تاكيد بر حساسيت و ظرفيتي كه از نظر بينالمللي براي خليجفارس وجود دارد و تلاشي كه سازمان ميراثفرهنگي، صنايعدستي و گردشگري براي بهرهبرداري از نوار ساحلي و ظرفيتهاي اكوتوريسمي آن در دست اقدام دارد، ميگويد:
« فراهمآوردن زير ساختهاي گردشگري در استانهايي كه هم مرز خليجفارس هستند اولويت نخست ما دراين بخش است.»
او با تاكيد بر موقعيت جزايري چون «كيش»، «قشم»، «هنگام» و «هرمز» بهعنوان جزاير پيشتاز و جاذب سرمايهگذار ميافزايد:« ساخت هتل دريايي در بوشهر با تاييد سازمان حفاظت از محيط زيست، تامين زيرساختهاي گردشگري در منطقه پارس جنوبي، كلنگزني و شروع ساخت هتل 7ستاره در كيش، احداث نخستين رستوران دريايي در كيش، كلنگزني براي ساخت سايت توريستي هرمز و منطقهنمونه گردشگري شدن جزيره هرمز و هنگام از جمله اقداماتي بوده كه در چند ماهه اخير براي رونقبخشي به طبيعتگردي و گردشگري خليجفارس انجام شده است.»
كوشا همچنين به پتانسيلهاي جزيره هرمز اشاره كرده تصريح ميكند: «حياتوحش در هرمز و بحث جبيرها و لاكپشتها در كنار جغرافياي هرمز كه بهعنوان بهشت زمينشناسان شناخته ميشود، ميتواند در كوتاه مدت خليجفارس را به قطب عظيم گردشگري ما تبديل كند.»
اين بحث جداي از فعاليتي است كه در كيش و قشم جريان دارد. متأسفانه با وجود اينكه قشم وسعتي بيش از بسياري از كشورهاي جهان دارد و موقعيتي منحصر به فرد در حوزه اكوتوريسم، باز هم مغلوب سياستهاي توسعه نفتي شده و هنوز نتوانسته موقعيت مناسبي در گردشگري كسب كند.
سال گذشته و با افتتاح ژئوپارك قشم كميته ملي طبيعتگردي تلاش كرد تا قدري فضاي اين جزيره يك هزار و 500 كيلومتر مربعي كه از 22 كشور جهان بزرگتر است را از نفت و اقتصاد تكبعدي ناشي از آن دور كند.در حالي كه مدت هاست جزيره قشم در انتظار وصل شدن به سرزمين مادري با پل خليجفارس و همينطور راهاندازي اسكله كاوه است تا بادگيرهاي لافت خود را به رخ معماري دنيا بكشاند اما هنوز چنين اتفاقي نيفتاده است. قشم با وجود آن كه ، ميتواند از بارانداز بودنش در حملو نقل و تجارت دريايي استفاده كند اما بهشتي براي قاچاقچياني است كه از بندر خصب عمان پديده «شوتيها »را رقمزدهاند.

دويدن خرگوشها و راهپيمايي لاكپشت
شايد اين تعبير درستي نباشد زيرا در شرايط كنوني دنيا، هر لحظه غفلت، يك عمر عقبماندگي را در پي دارد ولي آنچه در دو سوي خليجفارس رقم ميخورد مسابقهاي ميان خرگوشها و لاكپشت است.
شايد امسال تعداد كمتري لاكپشت به سواحل ايران آمده باشد و باز هم اسكناسهاي عربي اين جانوران را هم به آن سو كشانده باشد اما ميتوان اميدوار بود كه اين دو حركت چيزي شبيه همان داستان مسابقه لاكپشت و خرگوش است. كشورهاي آن سوي خليجفارس از فرصتي كه ما درگير 8 سال جنگتحميلي بوديم بهره بردند و امارات متحده عربي به ويژه دوبي رقم خورد.
شايد به واسطه اسكناسهاي نفتي بتوان جزاير مصنوعي و برجهاي سربه فلك كشيده ساخت و با فروشگاههاي بزرگ و ساختن باراندازهاي تجاري ميداني بزرگ براي جذب توريست فراهم آورد اما واقعيت اين است كه نميتوان با اسكناس جغرافياي بياباني را تبديل به آن چيزي كرد كه جغرافياي پارسي را در سواحل خليجفارس رقم زده است. اعداد و ارقام نشان از آن دارد كه سرمايهگذاري آن سوي آب هاي خليجفارس همچون دويدن خرگوشي پيش ميرود.
ميراثخبر دراينباره گزارش داده است: براساس تصميمات اتخاذ شده در اجلاس کشورهاي عضو اتحاديه خليج فارس، پيشبيني ميشود که کشورهاي يادشده تا سال 2020 موفق به جذب بيش از 150 ميليون توريست به اين منطقه شوند. اين تعداد گردشگر در مقياس مالي به معني سرمايهگذاريهاي انبوه و بسيار گسترده درقالب طرحهاي متعددي بالغ بر 5/12 تريليون دلار در کل منطقه خليج فارس است.
رئيس اتحاديه کشورهاي منطقه خليج فارس، اسام عبدا... فکور در کنفرانس3 روزه اين کشورها اظهار داشته است:« اطلاعات موجود نشان ميدهد که کشورهاي منطقه خليج فارس تا سال 2018 مجموعا بيش از 380 ميليارد دلار در صنعت گردشگري سرمايهگذاري خواهند کرد.»
براساس همين گزارش،کشورهاي خاورميانه و آفريقا تنها 3 درصد از کل 5/ 1 ميليارد توريست دنيا را در سال 2007 بهخود اختصاص دادهاند.
در همين حال بنابر تحقيقات و رتبهبندي انجام شده از سوي شوراي همکاريهاي خليجفارس و کشور قطر در بخش توريسم و گردشگري مقام اول و در سطح جهاني رتبه 37 را احراز کرده است.
ميراثخبر دراينباره نيز خبر داده است كه « اين گزارش بهعنوان بخش دوم از گزارش شوراي همکاريهاي خليج فارس درسال 2008 توسط کنفرانس اقتصاد جهاني منتشر شده است و براساس شاخصها و معيارهاي اعلام شده از سوي کنفرانس اقتصاد جهاني با عنوان شاخصهاي رقابتي در گردشگري و سفر، بر 14 معيار اصلي استوار است.»
بعضي از14 معيار ياد شده در شاخصهاي رقابتي سفر و گردشگري، شامل مقررات و سياستگذاري ها، وضعيت محيط زيست کشور از نظر ميزان سلامت و بهرهبرداري از منابع آن ضمن ايجاد فرصت و توانايي بازتوليد طبيعت، سلامت و بهداشت، امنيت اجتماعي و
اولويت بخشي به سفر و توريسم است. در گزارش ميراثخبر آمده است: «با توجه به تاکيد ويژه بر اهميت فوقالعاده محيط زيست در گزارش 2008 که عنوان «ايجاد تعادل ميان توسعه اقتصادي و دوام پذيري محيط زيست» را برخود دارد، علاوه بر قطر، نام چند کشور ديگر نيز در اين فهرست ياد شده که عربستان سعودي و عمان از آن جمله است. طبق اين گزارش، کشور سوييس درصدر جدول شاخصهاي توسعه صحيح گردشگري جاي دارد و اتريش و آلمان همچون سال گذشته (2007) رتبههاي دوم و سوم را بهخود اختصاص دادهاند.»
اتوبان 170 كيلومتري خليجفارس
در حالي كه در آن سوي خليجفارس شاهد آن نوع سرمايهگذاريها هستيم، در جنوب كشورمان قرار است نوار ساحلي خليجفارس درست از همان منطقهاي كه روزگاري «عروس خليجفارس» ناميده ميشد يعني خرمشهر تا انتهاييترين بخش استان بوشهر اتوباني 170 كيلومتري ساخته شود. با اين وصف ميتوان اميدوار بود آنچه آرش كوشا ، دبير كميتهملي طبيعتگردي با عنوان جنگلهاي نخل وصفش را ميداد و 3ميليون نخل در استان بوشهر را شامل ميشد چشم هر ميهماني را بنوازد.
در واقع اين جاده علاوه بر نقش ترانزيتي كه ميتواند ايفا كند، فرصتي مغتنم براي چشمنوازي نيلي آبهاي خليجفارس براي مسافران و گردشگران آن منطقه خواهد شد.
اين اتوبان به گفته مديركل راه و ترابري استان خوزستان از شلمچه در اين استان آغاز ميشود و تا انتهاي بوشهر ادامه مييابد.
خيرالله خادمي دراينباره به ميراثخبر گفته است كه عمليات اجرايي اين اتوبان ساحلي در چهار جبهه كاري در خوزستان در حال انجام است و محور خرمشهر – شلمچه آن با 95 درصد پيشرفت كار در آستانه بهرهبرداري است و قطعه خرمشهر به آبادان 50 درصد پيشرفت و قطعه آبادان به ماهشهر 20 درصد پيشرفت فيزيكي داشته است.
در حال حاضر برآورد اعتبار انجام اين طرح 700 ميليارد ريال است كه اگر به موقع پرداخت نشود با توجه به افزايش مواداوليه مورد نياز در جادهسازي اين رقم نيز افزايش مييابد. نكته اينجاست كه وجود جاده به تنهايي نميتواند راهگشا باشد و اگر از هماكنون به فكر كمپينگهاي اطراف، استراحتگاههاي مورد نياز و تاسيسات بهداشتي و تفريحي در كنار امكانات اطلاعرساني و تبليغاتي در مورد تاسيسات گردشگري نباشيم نميتوانيم بهرهبرداري مورد نياز را از اين محور حاصل كنيم.آنچه امروز بهنظر ميرسد با كمبود آن مواجهيم يك بسيج عمومي براي جذب سرمايهگذار، انجام مطالعات زيستمحيطي و اقتصادي و همينطور عملياتهاي سريع اجرايي است وگرنه در جذب گردشگر براي آنچه شگفتيهاي خليجفارس ميناميمش و در هرمز و هنگام نمود دارد، ناموفق خواهيم بود.
حركتهاي نمادين
پس از آنكه حركتهاي موهومي، برخاسته از همان اسكناسهاي نفتي در مورد جعل نام خليجفارس به ويژه در نشريهاي معتبر چون «نشنال ژئوگرافيك» و سپس در سايتاينترنتي گوگل شكل گرفت تلاشهايي از سوي ايرانيان به عرصه ظهور رسيد. شنا در عرض خليجفارس، راهپيمايي از لندن تا خليجفارس كه يكسال به طول انجاميد و از ارديبهشت سال گذشته آغاز شد، همينطور همايشهايي كه نهادهاي دولتي و غيردولتي برپا كردهاند از جمله فعاليتهايي بود كه صورت گرفت تا برخي از اين اقدامات كشورهاي آن سوي خليجفارس را كمرنگ كند.
اما نكته اينجاست كه وقتي با يك موج سرمايهگذاري 5/12 تريليون دلاري كشورهاي مورد نظر مواجهيم بايد بپذيريم كه اگر دير بجنبيم رنگ اسكناسهاي آنها ميتواند عقل از سر آنها كه خليجفارس را حتي به چشمنديدهاند بربايد.
بنابراين بايد تلاشي درست و برنامهريزي شده همراه با بودجهاي مناسب براي گردشگري در خليجفارس تدارك ببينيم كه در كنار اين توسعه پايدار خودبهخود جاودانگي نام خليجفارس نيز تضمين ميشود. البته حركتهاي نمادين جاي خود را دارد ولي نميتواند به تنهايي از پس اسكناسهاي عربي برآيد.
همشهری آنلاین - ايرانگردی- سينا قنبرپور