تبليغاتX
شیشه - انتخابات دموکراتیو در مملکت دموکراتیو ...
آب.باد.خاک.آتش

 

دیروز  جمعه بیست و چهارم اسفند ماه  سال یک هزار و سیصد وهشتاد و شش  شمسی در مملکت کاملا دموکراتیو در انتخاباتی کاملا آزاد و دموکراتیو رای دادیم .

ساعت 11:30 صبح ورودی اصلی پارک ملت :

اتوبوسی که دقیقا روی پل پارک کرده بود با برچسب  های انتخاباتی جلب توجه می کرد .

خلوت و آرام  . آنقدر که فکر می کردم حوزه داخل پارک است و این اتوبوس فقط برای حمل ونقل آنجا پارک شده است .

پرسیدم صندوق ها کجاست ؟

جوانکی که کارت مامورین حوزه بر روی لباسش بود با لبخند گفت : بفرمایید داخل اتوبوس ... !!!

اما تلویزیون که صف های طولانی را نشان میداد ...!!! اینجا با وجود شلوغی جمعه های پارک ملت هنوز خلوت بود ...!!!

دو برگه با مشخصاتم پر شد . انگشت زدم و با خودکاری تحویلشان گرفتم .

جدول های اسامی کاندیدا روی تابلوهایی که قبلا برای تبلیغات کاندیدا نسب شده بود . چسبیده بودند .

شروع کردم به نوشتن ...

پس از چند دقیقه فقط چند اسم برایم آشنا بود و بسیاری دیگر نبود ... .

وقتی بیشتر دقت کردم دیدم اصلا دو لیست وجود ندارد !!!

از مسئول حوزه پرسیدم ببخشید بقیه اسامی را کجا نسب کردید  ؟

با خنده ای تلخ تر از زهر گفت : از صبح بی سیم زدیم برامون بیارن !!! اما هنوز نیاوردن !!!

پرسیدم  لیست ها را ؟

گفت : متاسفانه به دلایلی نا معلوم از لیست های شماره دو و شش تعداد کمتری چاپ شده و بیشتر حوزه های انتخاباتی این دو لیست را ندارند ...!!!

مگر می شود ؟ اسم بسیاری از نامزدها نباشد !!!؟؟؟

متاسفانه  نیست . در حالی که نصف روز گذشته ... !!!

پس از حداقل نیم ساعت انتظار فردی پیدا شد که  برگه تبلیغاتی  اصلاح طلبان و کارگزاران را همراه داشت .

کنار پیاده روی پارک ملت . روی زمین نشسته ایم و از روی همان دو برگه تبلیغاتی  برگه ها یمان را پر

 می کنیم  ...  !!!

البته قرار بود برگه ها را درون مکان هایی که محفوظ می باشد پرکنیم ولی از آنجایی که در این مملکت همه برادریم . دیدن رای یکدیگر مشکلی ایجاد نخواهد کرد .

برگه های  پر شده را تا زده و داخل اتوبوس به صندوقی که قرار است امانتدار باشد می سپارم .

 شناسنامه مهر شده ام  را تحویل می  گیرم . از پله اتوبوس پایین می آیم . نگاهی کوتاه و گذرا به لیست های

کاندیدا می اندازم ... .

ساعت دوازده و چهل دقیقه را نشان می دهد و هنوز جای خالی آن دو لیست اسامی کاندیدای نگون بخت را .

قدم زنان دور می شوم و به اتنخابات آزاد و دموکراتیوی فکر می کنم که در آن شرکت کردم  و آن دو لیست و این که چند روز پیش پوتین هم با صراحت مدودوف را رییس جمهور بعد از خود خواند و چنین شد  ... !!!

 

 

 

 

+ نگاشته شده شنبه 25 اسفند1386به هنگامه 9:47  به لرزش قلم محسن  |