تبليغاتX
شیشه - خنده تلخ...
آب.باد.خاک.آتش
 صبح

... نداریم ٬ برو بازار آزاد ...

ظهر

ناصر خسرو ... ٬ چرا اینقدر گران ؟؟؟

شب

پارک وی ... ٬ اتومبیل توقف کرد ...!! یک راهنما ...!! دخترک گوشه مانتو خود را کمی بالا برد ...

صبح

... خنده ای تلخ ... !؟

 

+ نگاشته شده یکشنبه 25 آذر1386به هنگامه 8:0  به لرزش قلم محسن  |