تبليغاتX
شیشه
آب.باد.خاک.آتش

 

گیرم که در باورتان به خاک نشسته‌ام‌
و ساقه‌های جوانم از ضربه‌های تبرهایتان زخم‌دار است
با ریشه چه می‌کنید ؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده‌اید
پرواز را علامت ممنوع می‌زنید
با جوجه‌های نشسته در آشیان چه می‌کنید ؟
گیرم که می‌کشید
گیرم که می‌برید
گیرم که می‌زنید
با رویش ناگزیر جوانه چه می‌کنید ؟

 

+ نگاشته شده یکشنبه 5 خرداد1387به هنگامه 10:22  به لرزش قلم محسن  | 

 

سوم خرداد ٬ روزی که خرمشهر را آزاد کرده بودیم ٬ اعتراض کردیم که خلیج فارس را هم آزاد کنیم  !!!

ضرب باتوم استبداد یادمان آورد که دلار های شیخ نشین های قراردادی لذت بیشتری از آزادی و آزادگی

دارد ...

شاید رییس علی دلواری و هزارران کشته شده در راه آزادی احمق بودند و نفهمیدند  که

                                         دلار برتر از غیرت آمد پدید ...

 

به سایت های زیر سری بزنید تا طعم دلار و غیرت را تمیز دهید  ...

فلیتر شکن :  www.fromus.info 

www.lingr.com/room/64bI3i7BoQD/archives

youtube.com/watch?v=FURf0ZIoZoc

http://faryade-khamosh1.blogfa.com/post-2649.aspx

http://youtube.com/watch?v=oJbVcI5bz3g&feature=related

/http/youtube.com/watch=3fv=3daxJWtZEInvY=26feature=3drelated

bavar.persianblog.ir/post/253

http/youtube.com/watch=3fv=3dFURf0ZIoZoc

http://bavar.persianblog.ir/post/253

www.donbaleh.com/link/21214

 

 

faryade-khamosh1.blogfa.com/post-2649.aspx - 19 hours ago

 

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=9863

 

 

 

+ نگاشته شده یکشنبه 5 خرداد1387به هنگامه 10:21  به لرزش قلم محسن  | 

 

گريه کن گريه قشنگه

گريه سهم دل تنگه

گريه کن گريه غروره

مرهم اين راه دوره

 

گريه سهم دل تنگه

 

آقاي شهردار! آقاي رئيس جمهور!

اين تصاوير را ديده ايد؟؟؟

 

  

 

در خبرها آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 ميليارد تومان را براي بازسازي لبنان اختصاص داد.

آقاي شهردار اين تصاوير را قبلا ديده ايد؟

تصاوير کودکاني که به خاطر آتش سوزي در مدرسه و به خاطر نبود بخاري گازي و امکانات گرمايشي مناسب به اين چهره افتاده‌اند ...

آيا ما کم حافظه شده‌ايم؟ آيا جناب شهردار يادي از اين عزيزان کرده اند؟

آيا کمک به مردم روستايي و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش براي کشورهاي ديگه واجب تر نيست؟

و بسيار پرسش هاي بي پاسخ ديگر ...

 

 

     
 

نرگس براي عکاس نمي‌خندد

برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌هاي چوبي در دست که در آن ‌چهره‌هايي متفاوت از تصوير فعلي‌اشان را نشان‌ مي‌داد، آتش به دلمان زد.

عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نبايد يک بخاري استاندارد در کلاسشان مي‌بود، و انگشت‌هاي ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسي کلاس سوم ما را ناخودآگاه به ياد حسنک کجايي، تصميم کبري، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگيز ديگر اين دوره انداخت.

نمي‌دانيم وقتي به درس پترس فداکار مي‌رسند، چه تصويري از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتي نمي‌دانيم آيا به خاطر گرمي مشعل دهقان فداکار، او را دوست مي‌دارند. دخترکان و پسرکاني با قاب‌هاي بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج مي‌زند، بچه‌هايي که رنگ نداشته ديوار خانه‌اشان حکايت از جيب خالي والدينشان براي هزينه‌هاي سرسام‌آور درمان دارد و نمي‌دانيم چرا تا به امروز گره‌هاي چروک چهره‌‌هايشان که قرار بود ترميم شوند، هنوز باز نشده است و اين پرسش که آيا در ميان سيل پزشکان اين مرز و بوم کسي حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمي براي صورتکان اين بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.

نرگس در روستايشان مي‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان مي‌دود تا شايد با سر و صداي مرغ و خروس‌هاي خانه بتواند اندکي خود را تخليه کند.

نرگس در کنار ديگر بچه‌هاي قرباني غفلت ما در کنار بچه‌هاي روستا براي گرفتن يک عکس حاضر مي‌شود اما او براي عکاس نمي‌خندد.

نرگس دفتر مشقش را باز مي‌کند، به زحمت و با کمک دست ديگر مداد سياه را در دست مي‌گيرد و در سطر اول مي‌نويسد: اي کاش کلاسمان آتش نمي‌گرفت

 

 

 

 

 

 

با سپاس از وبلاگ فلاپي 98 براي پوشش اين خبر   

http://floppy98. blogspot. com/2008/ 05/blog-post. html

 

 

 

به شهردار و رييس جمهور اميدي نيست، با اميد اينكه اين تصاوير در آينده فيلتر نشوند، اين ايميل را براي دوستان و آشنايانتان بفرستيد شايد به دست پزشكي ميهن‌پرست و انساندوست برسد و درد اين كودكانِ سرزمين خشكيده‌مان را مرهمي بخشد.

 

+ نگاشته شده چهارشنبه 1 خرداد1387به هنگامه 12:53  به لرزش قلم محسن  | 

 

طنزو نقد: عجیب ترین کشور جهان ایران اسلامی

بی تردید عجیب ترین کشور جهان است. اگر باور ندارید، در موارد ذیل تأمل نمایید:

ایران تنها کشوری است که توانسته به تکنولوژی بسیار پیچیده و پرهزینه غنی سازی اتمی دست پیدا کند، اما هنوز نتوانسته به غنی سازی بسیار ساده و ابتدایی « آرد» دست یابد.

ایران تنها کشوری است که رئیس جمهورش بر دستان یک معلم بوسه می زند و بر دستان دیگری دستبند.

ایران تنها کشوری است که تنها حق مسلم شهروندانش « انرژی هسته ای » است.

ایران تنها کشوری است که راستش به چپ میل می کند و چپش به راست می رود و نهایتاً هر دو سر از آمریکا در می آورند.

ایران تنها کشوری است که سردارهایش روشنفکر می شوند و روشنفکرانش بی سر.

ایران تنها کشوری است فقرایش هزینه چپاول شدن خودشان را پرداخت می کنند.

ایران تنها کشوری است که در آن اتحادیه ها و اصناف یا گماشته شرق هستند یا وابسته غرب هستند یا منافق، و در غیر این صورت فریب خورده یکی از آنها.

ایران تنها کشوری است که در آن همه مشکلات با « آمار» قابل حل است.

ایران تنها کشوری است که دولت در آن نالایق ترین افراد را برای مهم ترین وزارت خانه ها انتخاب می کند: آموزش و پرورش، کار، مسکن و آموزش عالی ، اقتصاد ، ..... .

ایران تنها کشوری است که جاده هایش جان می ستاند و کمربند ایمنی خودروهایش خفه می کند.

ایران تنها کشوری است که ملت آن بزرگ ، مومن، خداجو، رشید، ایثارگر، متمدن و شریف است، اما حق تماشای ماهواره ندارد، برایش بد است. حق استفاده از اینترنت پرسرعت ندارد، برایش خوب نیست و حتی این ملت بزرگ نمی داند چطور لباس بپوشد...

http://bakhteh.blogfa.com/

 

+ نگاشته شده چهارشنبه 1 خرداد1387به هنگامه 8:44  به لرزش قلم محسن  |