امروز شاید بروم !!! اما نه حتما میروم پای صندوق رای !!!
مقام معظم رهبری فرمودند : رفتن به پای صندوق های رای یک تکلیف الهی است .
بنا براین من هم تا پای صندوق رای می روم !!! فقط تا پای صندوق رای ...
هنوز نفهمیدم چطور چهار همکلاسی سیاه مشق های همدیگر را رو می کنند !!!
هنوز نمهمیدم چرا این همه غلط کردند ! (ببخشید نوشتند ...!!!)
چرا هیچ کدام پاسخی برای این همه غلط نداشتند !!!
چرا آقا معلمشون تجدیدشون نکرده ؟؟؟
این ها وقتی تو املا این همه غلط دارند تو درس حساب چکاره اند ؟؟؟
من فقط باید تا پای صندوق بروم که باشم ... !!!؟؟؟
یک روز پیش از آنکه خدایان به دنیا بیایند!از خواب عمیقی بیدار شدم و دیدم که همه ی نقابهایم را دزدیده اند... . همان هفت نقابی که همه مردم برای خود می سازند و در هفت حالت و هفت زندگی آن را به چهره می گذارند... . بی نقاب در کوچه های پر از مردم نقابدار دویدم و فریاد زدم "دزد... دزد"مردان و زنان بر من می خندیدند و گروهی هم از ترس من که بی نقاب بودم به خانه هاشان پناه می بردند... هنگامی که به بازار رسیدم جوانی که بر سر بامی ایستاده بود فریاد زد این مرد دیوانه است. سر برداشتم تا او را ببینم که خورشید نخستین بار چهره ی بی نقاب و برهنه ام را بوسید و من از عشق خورشید مشتعل شدم... .
دیگر به نقابهایم نیازی نداشتم... فریاد زدم"رحمت... رحمت بر دزدانی که نقابهای مرا بردند..." چنین بود که همه مرا دیوانه خواندند و از برکت این دیوانگی هم به آزادی و هم به امنیت رسیدم.اما کسی مرا نمی فهمد... .
جبران خلیل جبران
سلام به همه دوستان قدیمی و دوستان جدید ![]()
ببخشید دیگه زندگی اینجوری شده یه کم !!!
اما درست میشه به زودی . قرار نیست همیشه اینجوری بمونه و من دوباره با کمال پر رویی به دنیای وب
بر خواهم گشت . زندگی تازه من در کیش مشکلات خاص خودش را به همراه آورده و تا با شرایط اخت
بشم یه کم طول میکشه
امادرست میشه . شرمنده که فرصت ندارم تا به همه پیام هاتون پاسخ
بدم و لی به زودی از خجالتتون در میام
سالی سراسر شادی و شادکامی را برای همه شما آرزو
می کنم ... دوباره بر میگردم
قول میدم اینبار زودتر بر گردم .
خوش و سرسبز باشید ... ![]()
![]()
![]()
سلام به همه دوستان دنیای وبلاگ
زندگی شروع شده و ادامه میابد با شوری زاید الوصف ...
شرمنده که این روزها کمتر به این دنیا سر میزنم اما به محض روبه راه شدن اوضاع دوباره بر می گردم
ممنون از همه لطفی که نسبت به این وبلاگ دارید
برای همه شما روزهایی سراسر هیجان و شب هایی مملو از آرامش آرزو می کنم .
زندگیتان سر سبز ...
تا دیداری دوباره ... به زودی ...
سلام دوستان عزیز
ممنون از لطفتون
عمل به خوبی انجام شد البته با یکی دو هفته درد ![]()
با اجازه الان باشگاه خبر نگاران و جشنواره نور و سر شلوغ !!! نمی ذاره به وب سر بزنم
البته موقت .
دهم یا بیستم آبان هم یه خبر خیلی توپ دارم
الان نمی گم ![]()
برای همتون آرزوی بزرگترین شیرینی ها را دارم
دوباره بر می گردم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام دوستان
خدمت سربازی من هم با هزار خاطره تلخ و شیرین تمام شد ...
فردا برای عمل چراحی لوزه به بیمارستان رفته و بعد دو هفته استعلاجی و بعد ده روز مرخصی پایان دوره
البته از اونجایی که سرباز وظیفه خوبی بودم در حال حاضر شش روز مرخصی استحقاقی و سیزده روز
تشویقی !!! دارم که زیادی هم هست .
دیروز به عنوان سرباز نمونه انتخاب شدیم و خلاصه ...
خداییش هنوز نه خودم نه دوستانم نفهمیدیم دلیل انتخاب من چی بوده !!!؟؟؟![]()
![]()
![]()
![]()
بچه ها میگن از بس حاجی ننه مرده را دور زدی ...!!! شاید ...
به هر حال تموم شد و ما هم رفتیم دیگه ... البته از دنیای وب نه ولی از خدمت منحوس سربازی رفتیم
شاید طی این دو سه هفته نتونم به وب سر زده و حالی از دوستان خوبم بپرسم اما در اولین فرصت بر
می گردم (
سنجد جون )
تا آخر مهر ماه هم دیگه باید برم کیش پیش خانومی محترم ![]()
![]()
و زندگیی تازه ...

روز و روزگار خوش و به امید موفقیت های پی در پی شما دوستان عزیز ...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید. یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد . جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.
مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد. اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.
توهمانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویا هایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن.
برنامه سرمايهگذاري 5/12 تريليون دلاري كشورهاي آن سوي خليجفارس براي جذب 5/1 ميليون توريست تا سال 2018 ميلادي در مقايسه با برنامههاي ايران رقابتي لاكپشتي را در عرصه گردشگري براي ما رقم زده است.
اين در حالي است كه ايران به تنهايي يك سوي سواحل خليجفارس را براي جذب گردشگر در اختيار دارد و در شرايطي كه از ديرباز خرمشهر بهعنوان «عروس خليج فارس» در خاطرهها جا خوش كرده است و جزايري منحصر به فرد در سواحل ايران وجود دارد از نظر رقابت بيش از هر جزيره مصنوعي نظير آنچه امارات متحده عربي ميسازد، ميتواند گردشگر جذب كند.

گرچه دبير كميته ملي طبيعتگردي با تاكيد بر منطقهنمونه گردشگري شدن جزاير « هنگام » و « هرمز» در كنار « كيش » و « قشم » از تلاش سازمان ميراثفرهنگي، صنايعدستي و گردشگري براي رونق توريسم در اين حوزه خبر ميدهد؛ اما بهنظر ميرسد كه نيلي آبهاي خليجفارس براي رونق گردشگري، جوش و خروش و خونگرمي مردمان جنوب كشور را ميجويد و اسكناسهاي ايراني.

شايد كشور قطر توانسته باشد در سال 2008 ميلادي رتبه بهترين كشور دارنده توريسم و گردشگري در شوراي ...
ادامه مطلب لطفا ...
تاریخ دوباره برای من تکرار شد ...
مثل سال قبل امسال هم میانه شهریور خوبی نداشتم ...
سال قبل به خیر گذشت ... امیدوارم امسال هم به برکت ماه رمضان ختم به خیر شود که اگر چنین شود
تمام آرزوهای من برای خودم به پایان رسیده و زندگی جدیدی شروع می کنیم ...
برایم دعا کنید ...

طنز
کاوشگران و کارشناسان باستان شناسی فصل جدیدی از کاوش را در شوره زارهای ارومیه آغاز نموده اند.
گفتنی است که سر گروه تیم کاوش هدف از انجام کاوش های جدید را تلاش برای اثبات یا رد مدعای برخی از دانشمندان، که اعتقاد دارند در دوره ایی از زندگی بشر این منطقه دریاچه بوده است بیان داشته و ادامه داده است که نظریه ها در این باره متفاوت است گروهی این مکان را دریاچه دانسته اند گروهی رودخانه و گروهی دیگر اعتقاد دارند که این مکان زباله دانی شهرداری آن زمان شهر بوده .
در پی کاوشهای قبلی کارشناسان بقایای یک باند پلی را کشف کرده اند که حاوی لوحی ارزشمند بوده که به زبان پیشینیان بر روی آن حک شده است که : « مردم عزیز ارومیه امسال نوروز را با گذر از این پل سپری خواهند کرد » .
کارشناسان با آزمایشهای ایزوتوپی قدمت این کتیبه را به سال 1386 تخمین می زند و متاسفانه به جهت آسیبهای محیطی نام گوینده این سخن از بین رفته است.
هنوز دانشمندان جهانی پاسخی برای یک بانده بودن این پل نیافته اند عده ایی اعتقاد بر آن دارند که این پل بر اثر گذر زمان تخریب شده و اکنون تنها یک باند، آن هم نیمه کاره به جا مانده و گروهی دیگر این موضوع را در ارتباط با سبک معماری آن زمانیان دانسته و تاسیسات جانبی را به منظور توسعه احتمالی پل می دانند .
گفته می شود یکی از دلایل عمده رد فرضیه دریا بودن این منطقه در سالهای دور وجود همین پل است چرا که بسیاری از دانشمندان معتقد هستند که انسانهای آن دوره به خوبی واقف بودند که وجود چنین سازه ایی منجر به آلودگی های محیط زیستی فوق العاده ایی می شده است لذا تصور اینکه با وجود دریاچه بودن این منطقه در آن زمان دست به احداث چنین پلی زده اند، معقول به نظر نمی آید و یا حکایت از کمینه علم آن زمانیان از محیط زیست دارد که با نوشته های مستند همخوانی ندارد .
برعکس یافتن مقادیر عظیمی بطری پلاستیکی که به گفته کارشناسان در گذشته از آنها برای حمل نوعی نوشیدنی گاز دار که آن زمانیان به آن نوشابه می گفتند و همین اواخر در کاوشهای جدید باستان شناسان در محله کوکاکولا در غرب تهران بقایای کارخانه آن را یافت کرده اند ، این نظریه را قوت می بخشد که در گذشته از این محل برای دفن زباله های پلاستیکی استفاده می کردند.
یافتن تعداد بسیار زیادی دمپایی ، لنگه کفش ، عینک شنا ، مایو و ... در اطراف این منطقه کاوشی نقاط قوت نظریه دریاچه بودن این منطقه است ولی مخالفان این طرح ادعا دارند هیچ قوم و گروهی توانایی خشک کردن یک دریاچه با آن عظمتی که گفته میشود را در این مدت کوتاه ندارد.
عدم یافتن فسیل موجود زنده در این منطقه گواهی دیگر بر مدعی مخالفان است و طرفداران این نظریه اعتقاد دارند که دلیل عدم یافتن فسیل موجودات زنده که آن را آرتمیا می نامند، نبود دریاچه نیست بلکه صید بیش از حد این موجودات است ، مردمان آن روزگاران به حدی در صید این موجود زنده افراط کرده اند که حتی جسد یک دانه از آنها نیز به منظور تبدیل شدن به فسیل باقی نمانده است لذا در این زمان فسیلی از آنها یافت نمی شود.
برعکس یافتن تعداد بسیار زیادی فسیل خیار مدعی موافقان بر دریاچه بودن این منطقه است چرا که اعتقاد بر آن است که مردم آن روزگار برای فرار از سوزش چشم در هنگام برخورد با آب شور دریاچه از خیار بهره می جستند.
مخالفان نظریه با اشاره بر اکتشاف بقایای برخی مکشوفات از قبیل پوست موز ، اشغال تخمه ، نون خشک، لنگه جوراب ، سی دی های خام و پر شده ، نخاله ساختمان، قاب عینک و کلاه حصیری ضمن رد مدعای موافقان ، پرتاب این اشیا را در این منطقه در صورت دریاچه بودن آن یک فاجعه می نامند و با استناد به نوشته های پیشینیان این افراد را مردمانی آشنا به محیط زیست معرفی می کنند.
با توجه به آنچه که در بالا رفت امیدواریم تا با کاوشهای جدید در فصل پیش رو با یافتن مدارک و بقایای جدید مستنداتی را برای طرح یا رد مدعاهای رفته بدست آوریم و دانشمندان بتوانند کلید اسرار آمیز این منطقه را بیابند.
مهديه پورشاد
امام جمعه مهریز:
زنان بدحجاب مانند الاغ های پالان دار هستند/ خدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد در مهریز سینما احداث کند
مگر می شود انسان هم برهنه باشد و هم غیر عریان اما امروزه با آمدن لباسهای جدید و جورابهای شیشه ای این امر ثابت شد که می شود بدن انسان هم پیدا باشد و هم ناپیدا.
حجه الاسلام علی برهان امام جمعه مهریز در جمع عده ای از مسؤولین شهرستان مهریز که به منظور افتتاح شعبه مؤسسه فرهنگی قرآنی ثقلین شعبه مهریز گرد هم آمده بودند گفت: فعالیت مؤسسه ثقلین، قرآنی و فرهنگی است و افتتاح شعبه این مرکز در مهریز میمون و مبارک است.
به گزارش عصر ایران به نقل از "یزدفردا" وی گفت: افتخار ما مهریزی ها مذهبی بودنمان است و در این امر قرص قرص هستیم و شوخی بردار هم نیست و بحق رسول الله خدا نکند که روزی شیاطین بخواهند مهریز بکر و دست نخورده را خرابش بکنند.
امام جمعه مهریز افزود: مردم مهریز تحمّل وجود یک خانم مانتویی را در شهرشان ندارند و دانشگاهی که بخواهد خانم مانتویی را راه بدهد نداریم و هم اکنون پوشش لباس و وضع ظاهری که بعضی از خانمها و دختران می چرخند از بی حجابی بدتر است.
حجه الاسلام برهان گفت: حدیثی است که می گوید؛ زمانی می رسد که انسانها خودشان را می پوشانند ولی باز هم برهنه هستند، بعضی از علمای آن زمان می گفتند: این حدیث اشتباه است مگر می شود انسان هم برهنه باشد و هم غیر عریان اما امروزه با آمدن لباسهای جدید و جورابهای شیشه ای این امر ثابت شد که می شود بدن انسان هم پیدا باشد و هم ناپیدا.
وی گفت: شهر مهریز کاستیات و عاریات را نمی پذیرد، مانتویی که منجر شود به بدحجابی را نمی پذیرد چون بدحجابی از بی حجابی بدتر است.
وی گفت: انسان آدم بی حجاب را مانند الاغ لخت و بی پالان یک بار ببیند چشمانش سیر می شود و دیگر وسوسه نمی شود و شماها الاغ بی پالان ندیده اید که حتماً دیده اید و در زمان شاه زنان بی حجاب زیاد بودند ولی جلب توجه نمی کردند ولی هم اکنون زنان بدحجاب که مانند الاغ های پالان دار هستند در جامعه فراوانند و خودنمایی می کنند.
امام جمعه مهریز گفت: من نمی خواهم ترویج بی حجابی بکنم فقط می خواهم بگویم که بدحجابی از بی حجابی پلیدتر و زشت تر است.
وی افزود: وظیفه ثقلین حفظ حیا، ناموس و دین مردم است که خدا امثال این گونه مؤسسات قرآنی را در این شهر زیاد کند و خدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد در مهریز سینما بزند و دختر و پسر این شهر مذهبی را در تاریکی سالن سینما به دست هم بدهد و به دنبال آن نامه ها و تلفن ها رد و بدل بشود.
وی افزود: فعالیت مراکز قرآنی شهر نباید در این زمان همگی در یک مسیر و آن هم از الفبا شروع وب ه عمّ جزء ختم کنند خلاصه شود بلکه کارها و فعالیت های آنها باید برنامه ریزی شده باشد و اجرا شود
در روزهایی که نمایشگاه بین المللی کتاب تهران برگزاری شد ، رسانه های رسمی دولتی از حضور میلیونی مردم با فرهنگ ایران در این نمایشگاه سخن می گفتند .
بهتر است دوباره به این بیاندیشم که آیا مردم ایران مردم با فرهنگی هستند ؟
اصولا فرهنگ در همه جای دنیا شاخصه ها و پارامتر های اندازه گیری مشخصی دارد و شاید یکی از مهمترین پارامترهای بررسی میزان فرهنگ در جوامع ، مقایسه آماری شاخص مطالعه و تیراژ کتاب در این کشورها است .
با قاطعیت می توان گفت که ایرانی ها کتاب نمی خوانند ! براساس اعلام رئیس سازمان کتابخانه ملی ایران، هر شهروند ایرانی در شبانهروز تنها دو دقیقه از وقت خود را به خواندن کتاب اختصاص میدهد که این میزان در مقایسه با کشورهای توسعه یافته همانند ژاپن و یا انگلیس که سرانه مطالعه در حدود 90 دقیقه در روز است و یا در مقایسه با کشورهای در حال توسعه ای همانند ترکیه یا مالزی که این عدد نزدیک به 55 دقیقه در روز است ، سرانه مطالعه در ایران چیزی در حد فاجعه است !
آری ! مردم با فرهنگ ایران کتاب نمی خوانند !

در مقایسه با کتابخانه ها ، ورزشگاه ها، آرایشگاه ها، گیم نت ها، مناطق گردشی و ... شلوغ و پرترافیک هستند. مردان سرزمین با فرهنگ ایران زمین، قلیان را بر کتاب ترجیح می دهند و فاجعه آمیز تر از سرانه مطالعه در ایران ، سرانه تیراژ کتاب در ایران است ! سرانه تیراژ کتاب در ایران نزدیک به 2000 کتاب برای هر عنوان است که این آمار در کشوری همانند مصر 70 هزار کتاب برای هر عنوان است !
اما برای من آنچه که جالبتر به نظر می رسد آن است که اصولا چرا حضور یک میلیون نفر در نمایشگاه کتاب تهران ، شاخصه فرهنگ در جامعه ایران به شمار می رود . تصور می کنم که حرکت های توده وار و میزان بازدید از یک نمایشگاه هیچگونه ارزش آماری ندارد . اما متاسفانه همانطور که حضور میلیونی در راهپیمایی ها را مسوولان حکومتی ایران نشانه رفراندوم و تایید سیاست های جاری تعبییر می کنند ، حضور پر شور در نمایشگاه و ترافیک های اطراف محل برگزاری نمایشگاه را هم نشانه با فرهنگی مردم ایران می دانند !
اما اگر بخواهیم بی پرده سخن بگوییم ما ایرانی ها چندان مردمان با فرهنگی نیستیم چون در شبانه روز فقط 2 دقیقه زمان برای مطالعه صرف می کنیم . اگر ملاک با فرهنگی مردم ایران همین ابنیه ها و آثار تاریخی باقی مانده از گذشته است که باید گفت ما ایرانی ها مردمان با تاریخی هستیم و نه با فرهنگ !
اصولا ملتی که کتاب نمی خواند در مرداب نا آگاهی و بی فرهنگی فرو می رود و در گذشته خود درجا می زنند. بحران توسعه در ایران رابطه مستقیم با کتابخوانی ایرانیان دارد . چگونه می تواند جامعه ای پیشرفت کند در حالی که مردمان آن زحمت اندیشیدن و مطالعه را به خود نمی دهند؟ متاسفانه واقعیت این است که مغز ایرانی ها سالهاست که زنگ زده است !
اما دلیل این عدم مطالعه چیست ؟ شاید به نوعی می توان گفت که ما ایرانی ها دارای فرهنگ شفاهی هستیم ، اما متاسفانه تعبیر دیگر داشتن فرهنگ شفاهی آن است که ما ایرانی ها فقط حرف می زنیم ! در تمامی این سالها هرگاه که صحبت از توسعه پایدار و لزوم توجه بیشتر به توسعه فرهنگی و اجتماعی به عنوان زیر بنای توسعه سیاسی شده است ، همه این شعارها تنها در حد حرف باقی مانده است .
مواظب باشیم فوتبال ما نفتی نشود
نویسنده : خودم !!!
در شماره قبل مقاله ای نوشته شده بود که مضموم کلی آن پول های بی زبان دلال های حریص و بازیکنان کم ظرفیت را در بر می گرفت .
بحث بر سر رد و بدل شدن میلیون ها تومان برای دلال ها و بازیکنانی بود که شاید ارزش واقعی آنها در مستطیل سبز چیزی کمتر از نصف قیمت هایشان بود . گله مندی از عدم مدیریت صحیح و حیف و میل شدن بیت المال که رنگی خاکستری بر چهره فوتبال ما کشیده است .
اما اگر از دید بازیکنان فوتبال به این قضایا نگاه کنیم چه چیزی ذهن ما را مشغول خواهد کرد ؟
بازیکنان جوان شاغل در فوتبال ما در مقابل خود بازیکنان به ظاهر بزرگی را می بینند که بیشتر روزهای هفته تیتر یک روزنامه های ورزشی هستند . بازیکنان گمنامی که بعد از یک فصل نسبتا خوب تبدیل به غول ها و ستاره های جنجالی فوتبال شده و البته منافع مالی بزرگی نیز شامل حال آنها شده است .
با چنین چشم اندازی هر بازیکن جوانی سودای شهرت و ثروت های یک شبه باد آورده و بعد هم به اصطلاح آن طرف آبی شدن را در سر خواهد پروراند .
با ادامه این روند و ستاره سازی های ظاهری به صورت یک شبه عاقبت فوتبال ما چیزی جز دور ماندن از سطح اول فوتبال آسیا نخواهدشد .با نگاهی گذرا به فوتبال ملی در چند سال گذشته و نیز حضوری کم رنگ در جام باشگاه های آسیا به وضوح به این مهم خواهیم رسید .
در دهه گذشته سیر صعودی و چشم گیر هجوم دلال های لیگ های جنوب خلیج فارس و یا بهتر بگوییم تمایل صعودی بازیکنان ما به لیگ های آن مناطق برای ترسیم آینده روشن مالی چیزی شبیه به همان فرار مغزهای علمی است . همان طور که فرار مغز ها بر پیکره علمی مملکت صدمه وارد می کند فرارفوتبالیست ها ی آتیه دار ایرانی نیز بر پیکره فوتبال ملی صدمه وارد می کند . کما اینکه این صدمه و تاثیر منفی را در چند سال اخیر به وضوح دیده ایم !
هزینه های سر سام آور فوتبال جنوب خلیج فارس را وقتی در مقابل هزینه های محدود فوتبال ایران بگذاریم به هیچ وجه قابل مقایسه کردن نیست .
پول هایی که بوی نفت می دهد و فوتبالی که به جای زمین چمن بر روی چاه نفت بر گزار می شود آنقدر فریبنده است که چشم های هر فوتبالیستی را خیره و عقلش را کور کند .
دلار های نفتی که به راحتی ملیت بازیکنان دومیدانی . وزنه برداری و بوکس و ... را برای صاحبانش به ارمغان می آورد به طور غیر مستقیم ملیت فوتبال ایران را نیز به یغما برده است . فوتبال نفتی که حتی قدمت و تاریخ پرچم دولت های مطبوعشان از قدمت بسیاری از باشگاه های دسته یک جام ازادگان هم کمتر است به مدد هنر نمایی بازیکنان ایرانی روندی رو به رشد را پشت سر می گذارد در حالی که در جا زدن فوتبال ملی و باشگاهی کشورمان در سطح آسیا کاملا آشکار است .
سیل خروشان دلار های نفتی و نیز نیم نگاهی به سطح رفاه مادی بازیکنان شاغل در این لیگ های کوچک تلاش فوتبالیست های جوان ایرانی را در جهت رسیدن به این لیگ ها دو چندان می کند .
فوتبالی آسان و کند در سطح پایین اما با دستمزدهای بسیار بالا !!!
تلاش و کوشش بازیکنان برای مطرح شدن در یک فصل فوتبال . بازیهای فردی و عدم کار گروهی . تمایل بیشتر به پست های مهاجم و هافبک مهاجم . سفرهای به ظاهر تفریحی در تعطیلات به مناطق جنوبی خلیج فارس و مدیران برنامه بسیار فعال !!! همه و همه نوید رویای صرفا مادی فوتبالیست های جوان لیگ خلیج فارس را
می دهد .
بازیکنان بسیار زیادی به بهانه فرصت کم برای تامین آینده و نیز مصدومیت های احتمالی و عدم پرداخت دستمزدهای کافی در باشگاه های داخلی به این مناطق سفر می کنند .
مجیدی . سامره . عنایتی . کریمی . کاظمیان . معدنچی و ... نمونه هایی بارز از بازیکنانی هستند که در لیگ ایران و حتی لیگ های اروپایی درخششی مناسب داشتند اما پس از حضور در لیگ های مذکور از سطح کیفی و فنی بازی های آنها به شدت کاسته شد .
ورود بی حساب و کتاب بازیکنان ایرانی برای فصل های متمادی به این لیگ های نفتی ضربه ای چند جانبه بر پیکر فوتبال ایران وارد کرده است .
از یک سو پایین رفتن سطح فوتبال بازیکنانی که به این لیگ ها مهاجرت کرده اند . چرا که نوع و سبک فوتبال کند و با حوصله و ارام این لیگ ها خود به خود بازی بازیکنان را تحت تاثیر خودش قرار خواهد داد . بنا بر این پس از یکی دو فصل هرگز نمی توان انتظار داشت بازیکنانی که از این لیگ ها به تیم ملی دعوت می شوند همان سبک تهاجمی و سریع خود را حفظ کرده باشند .
از سوی دیگر بازیکنان جوان و کم تجربه نیز با مشاهده وضعیت چنین بازیکنانی هدف حرفه ای خود را در این لیگ ها جستجو می کنند . فوتبالی آرام و نه چندان سخت اما با دستمزد بالا !!!رویایی که دیگر رویا نیست .
این امر نیز به مرور زمان بر سطح کیفی لیگ خلیج فارس هم تاثیر منفی خواهد گذاشت .
اما سومین اثر منفی این مهاجرت های بی حساب و کتاب دراین فصل نقل و انتقالات لیگ خلیج فارس هویدا شد .
سرازیر شدن ریال های نفتی به لیگ برتر ایران !!!
پر واضح است که تمام باشگاه های ایران از استقلال و پرسپولیس گرفته تا باشگاه های صنعتی به ظاهر خصوصی با بودجه بیت المال اداره می شوند و منبع تامین بیت المال هم چیزی نیست جز چاه های نفت !!!
در فصل جدید مدیران باشگاه ها برای حفظ بازیکنان و ستاره های خود و نیز خرید ستاره های باشگاه های دیگر جنگی داخلی و نفس گیر را شروع کردند . هرچند دامنه این جنگ به حوزه جنوبی خلیج فارس هم کشیده شد.
بنا براین طرف اصلی دیگر در این نبرد برای سوپر استار ها دلال های دلار بدست بود .
مدیران باشگاه ها با چراغ سبز سازمان تربیت بدنی اقدام به پرداخت های میلیونی کردند تا چیزی کم از لیگ های نفتی نداشته باشند و این به آن معناست که پول نفت بر سر سفره فوتبال هم رسید !!!!
در صورتی که از نظر کیفی کوچکترین تاثیر مثبتی بر سطح بازی ها نداشته است .
این هزینه ها وقتی مثبت ارزیابی می شود که سطح کیفیت بازی ها بالا برود نه سطح توقع بازیکنان و بازار گرمی آنها .
بنا براین طی یکی دو فصل آینده باید انتظار این را داشته باشیم که ریال های لیگ خلیج فارس بیشتر از دلار های حوزه جنوبی خلیج فارس بوی نفت بدهد .
ماهی را هر وقت از اب بگیری تازه است !
با این تفاصیل باید با برنامه ای اصولی این مهاجرت های نفتی را کنترل کرد تا بیش از این فوتبال ملی ما ضرر نکند .
ایجاد محدودیت های زمانی . محدودیت های پستی و سطح بندی بازیکنان شاید راه هایی مناسب برای حل این معضل باشد هر چند راه هایی خام است اما با بررسی بیشتر شاید تبدیل به راه حل هایی پخته و مناسب شوند .
محدودیت زمانی به این معناست که بازیکن مجاز باشد برای یک یا نهایتا دو فصل آن هم نه به صورت ممتد و متوالی در لیگ های حوزه جنوبی خلیج فارس حضور پیدا کند .
محدودیت پست محدودیتی است که چیزی شبیه به ان در بعضی از همان لیگ ها اعمال می شود و برای برخی از پست ها بازیکن خارجی به خدمت نمی گیرند و فقط از بازیکن بومی استفاده می کنند که برای لیگ ما می تواند برعکس بوده و برای پست های حساس ممنوعیت ورود به لیگ های مذکور اعمال شود .
سطح بندی بازیکنان هم به این معناست که برای تمام پست ها سطح کیفی تعیین کرده و پس از پایان هر دوره لیگ بازیکنان را بر اساس سطح کیفیشان در طول آن فصل در یکی از سطح ها قرار داده . پس از این درجه بندی بازیکنان طراز اولی که قصد ترانسفر شدن را داشته باشند فقط برای باشگاه های اروپایی اجازه خروج بدهند و بقیه بازیکنان سطوح دیگر را در صورت تمایل به ترانسفر شدن با شرط محدودیت زمانی یا پستی اجازه ورود به لیگ های حوزه جنوبی خلیج فارس را داشته باشند .
پس از آن فدراسیون فوتبال می تواند کمیته ای متشکل از مربیان و مدیران برنامه مجرب تشکیل داده تا بازیکنان را چه برای لیگ های اروپایی و چه لیگ های مذکور راهنمایی کرده و با در نظر گرفتن تمامی جوانب بازیکنان را راهی باشگاه هایی کنند که هم برای خود بازیکن قابل قبول باشد و هم به نفع فوتبال ملی .
چرا که به وضوح و کرات دیده شده بازیکنان بسیاری که در انتخاب تیم های اروپایی نیز اشتباهی بزرگ انجام داده اند و به باشگاهی نقل مکان کرده اند که بسیار بالاتر از سطح فوتبال آنها بوده است .
در نتیجه یک فصل نیمکت نشینی و مشکلات فنی و روحی بسیار بد برای بازیکنان و نیز فوتبال ملی در بر
خواهد داشت .
حتی رها کردن بازیکنان پس از ورود به لیگ های اروپایی نیز کاری اشتباه بوده که معمولا ترانسفرشدن بازیکن را بیهوده و عبث خواهد کرد .
بنابراین آنچه به عنوان بخشی از وظیفه فدراسیون فوتبال در حال حاضر تلقی خواهد شد :
اول جلوگیری از رنگ و بوی نفت گرفتن لیگ خلیج فارس و در مقابل هزینه کردن بر روی تیم های پایه
باشگاه ها برای ساختن زیر بنای آینده فوتبال ایران است .
دوم تدوین برنامه ای جامع برای جلوگیری از مهاجرت های غیر ضروری بازیکنان ایرانی به لیگ های کوچک و بی کیفیت .
در پایان هم تشکیل کمیته ای مجرب از اهالی فوتبال برای برنامه ریزی و کنترل کیفی هر دوره لیگ و کنترل و راهنمایی در مورد ترانسفر شدن بازیکنان جوان و آتیه دار فوتبال ایران .
به امید آنکه در آینده ای نزدیک شاهد کنترل مهاجرت های غیر ضروری بازیکنان ایرانی به لیگ های کوچک بوده باشیم و نیز به امید سر بلندی بیش از پیش فوتبال ایران بزرگ و عزیز .
مدرک دکترای افتخاری کردان وزیر کشور وجود خارجی ندارد !!!!!!!!!
نمایندگان مجلس و مطبوعات : کردان مدرک دکترای افتخاری ندارد همانطور که هاشمی سرپرست
اسبق وزارت کشور فوق لیسانس نداشت ...!!!
وزیر کشور : تصویر !!! مدرک دکترای افتخاریم از دانشگاه آکسفورد را می آورم ...!!!
رییس جمهور :
خدمت به مردم نیازی به این کاغذ پاره ها ندارد ... !!!
برای استخدام در کوچکترین مشاغل دولتی کمتر از لیسانس را راه نمی دهند ...
دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را یا مصلحت نظام را ...؟؟؟